بديع الزمان فروزانفر

141

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

كرد ويران خانه بهر گنج زر * وز همان گنجش كند معمور تر آب را ببريد و جورا پاك كرد * بعد از آن در جو روان كرد آب خورد پوست را بشكافت و پيكان را كشيد * پوست تازه بعد از آتش بردميد قلعه ويران كرد و از كافر ستد * بعد از آن بر ساختش صد برج و سد اين ابيات را مىتوان به دو صورت تفسير كرد : نخست آن كه پس از دوران رياضت و مجاهده و باز گشت نفس به اعتدال ، سالك مىتواند به حال عادى بر گردد و بخورد و بپوشد و از لباس نرم و غذاى لذيذ بهره گيرد بلكه مانند مردم صاحب نعمت و شاد خوار طلب لذت كند چنان كه مريض پس از عود صحت ، پرهيز را مىشكند و دارو و درمان را ترك مىگويد چنان كه اين عمل را در سيره‌ى شيخ ابو سعيد ابو الخير و معروف كرخى مىتوان ديد و آن را صوفيه « بسط حال » و نيز « بسط معرفت » ناميده‌اند و بعقيده اين دسته كسى كه از مجاهده رست و به مشاهده رسيد روش خود را در معيشت به حكم مشاهده عوض مىكند و حكايات بسيار از ابو سعيد ابو الخير درين باره نقل كرده‌اند ( كشف المحجوب ، ص 450 ، تذكرة الاولياء ، ج 2 ص 338 ) و محمد غزالى اين مطلب را بتفصيل و با ذكر شواهد از سيره‌ى حضرت رسول ( ص ) و رفتار معروف كرخى و سهل بن عبد الله تسترى بيان كرده است . ( احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 3 ص 71 ) . دوم آن كه سالك پس از مجاهده و تسلط بر هوى و آرزوهاى نفسانى و ترك لذات و مشتهيات مادى ، ازين عالم و درجه ، قدم برتر مىنهد و افق نظرش گشاده تر مىگردد چنان كه اين خوشيها در چشم وى حقير و مختصر مىآيد و آن گاه از مشاهده‌ى معانى غيبى و ادراكات قلبى خوش مىشود و لذت مىبرد ، لذتى كه جاويد است و با رنج روح و ضعف تن و انحطاط همت همراه نيست و خوشيى كه تمام خوشيهاى جهان پيش آن ببرگ كاهى نمىارزد و بهر صورت ( خواه معنى اول و خواه معنى